![]() |
![]() |
|
| به وبلاگ سرباز مشکی خوش آمدید. |
|
وقتی که گریم میگیره. دلم میگه مبارکه / قدر اشکاتو بدون . هنوز چشات بی کلکه " قسمتی از ترانه سعید شهروز" سلام. از همه عزیزانی که همراهم بودند ممنون. و اینکه از این به بعد به مانند گذشته از عشق می نویسم اما فقط برای حضرت عشق. ... همین. قبل از مطلب می خوام این شعر سلطان رو که خیلی دوست دارم بنویسم برای محبوبی از جنس فرشته: تن و روح و دل و جونم / کلید قفل زندونم... دلت یه عمره که خسته ست / تو چشمات اینو می خونم مثل ابری مثل بارون / واسه کویر خشکیده م ... یه دنیا عشق یه دنیا نور / توی برق چشات دیدم....
چرا مشکی؟ در روزگاری ... که بچه ها رقص بادبادک ها را باور ندارند کوچه ها صدای پای عابران شبگرد را نمی پسندند درختان دست نوازش باد را به بازی می گیرند... در زمانی ...که فریاد ها تنها برای عربده -- دست ها فقط برای سکه مرغ عشق فقط برای غذا -- ماه برای دلخوشی دریا ... بیرون می آید. در دوره ای که... عشق لقوه ی دهان است و رقص قلم. مجنون عزلت نشین خانه است و داستانش کتاب پر بها... در سرزمینی که ... سیل ها از جوشش رودها و بی خیالی جنگل می شود نه از خروش سینه ها و غریو یاد ها باران دعای مردمان مزرعه است و عقده ی ابر نه نیاز عاشقان و عطش آنها... وقتی... دریا به موجش می بالد نه به مسافرش ستاره به نورش غرقه است نه به آسمانش شیرین مشتری تیشه ی فرهاد است نه عشق والایش...! در جهانی که... جمال را می فروشند و عشق می خرند. مردانگی را می دهند و ریا می گیرند... در سالی که... فرار به ایستادگی ---- دلخوشی به دلدادگی هوس به پاکی ---- زنده بودن به زندگی... ترجیح می گردد... لا اقل می توان پرچم صداقت و یکرنگی - مشکی – را به تن کرد... تا مردم بدانند تا عشق هست راستی زنده ست و تا راستی ... عشق! Hero ...یا علی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 2:22 توسط سرباز مشکی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود
تا تو ز من بریده ای من ز جهان بریده ام |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 شهریور 1387 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
|
RSS
|